شمارش معكوس!

130 تا توي اتوبان، خواننده‌اي بلند و گوشخراش مي‌خواند. انگار تمام دل و روده‌اش را با هر فرياد بالا مي‌آورد. دختر قهقهه مي‌زند. خواننده مي‌خواند. دنده عوض مي‌كند. خواننده مي‌خواند...

... كوچه‌ي خلوت، از تاريكي مي‌شود فهميد كه ساعت از 9 گذشته. با عجله راه مي‌رود كه دير به خانه نرسد. ماشيني جلوي پايش پارك مي‌كند، دختر جا مي‌خورد. شيشه‌ي جلو پايين مي‌رود.
- كجا خوشگل خانوم؟
- گمشو كثافت!
مي‌خواهد راهش را كج كند كه يكي از پسرها به زور او را توي ماشين مي‌كشد...

130 تا توي اتوبان، خواننده هنوز دارد مي‌خواند. خاطره‌ها محو مي‌شوند و دختر دوباره به جلو زل مي‌زند. خواننده حالا آهسته و عاشقانه مي‌خواند، جوري كه انگار براي كسي تله گذاشته باشد. همين الآن است كه دوباره قژقژ گيتارهاي برقي بلند شود...

... اكس‌پارتي، براي اولين بار به اصرار يكي از دوستانش اينجا آمده. چند نفر مي‌رقصند، بقيه هم نشسته‌اند و نگاه مبادله مي‌كنند. رفته رفته بيشتر گرمش مي‌شود، سردرد شديدي دارد. موسيقي دارد ديوانه‌اش مي‌كند. براي رفتن به دستشويي بلند مي‌شود. به دستشويي كه مي‌رسد ولو مي‌شود روي زمين...

130 تا توي اتوبان، الآن است كه از حنجره‌ي خواننده خون بيرون بزند. دختر قهقهه مي‌زند، بلندتر، بلندتر... دوباره خاطره‌ها در ذهنش جان مي‌گيرند. همه‌شان را بيرون مي‌ريزد. به جلو نگاه مي‌كند..............

... به دوستش نگاه مي‌كند، دودل است.
- هيچي نميشه بابا، اينايي كه تو تلويزيون مي‌بيني همه‌اش فيلمه!
-...
- بچه شدي؟ من الآن يه ساله دارم مصرف مي‌كنم. ببين تغييري كردم؟
-...
- ببين من ديرم شده بايد برم ديگه، اينا پيشت باشه. آرومت مي‌كنه...

روي پل نگه مي‌دارد. خواننده هنوز داد مي‌زند. پياده مي‌شود و روي لبه‌ي پل مي‌ايستد. ماشينهايي كه از زير پل رد مي‌شوند خيلي نزديك به نظر مي‌رسند، مثل اينكه اصلا مرزي نيست كه پايين را از بالا جدا كند. دوباره قهقهه مي‌زند، آسفالت پايين بدجوري به او چشمك مي‌زند...........

 

              

A Downer System تمام شد، خداحافظ تا....

/ 0 نظر / 2 بازدید