شب است، آسمان لخت اين روزها، كمبود درخت، كمبود تنفس، ترافيك آدم... در رختخوابم دراز كشيده‌ام و گوش مي‌دهم. صدايي نمي‌آيد. برمي‌گردم طرف رختخواب پدربزرگم. شك مي‌كنم كه خواب است يا نه. معمولا صداي خروپف پدربزرگم ده دقيقه بعد از آنكه دراز مي‌كشد، بلند مي‌شود. آرام مي‌پرسم:
- بابابزرگ بيداري؟
- مگه ميشه اينجا خوابيد؟
- چيه مگه؟
- نمي‌تونم نفس بكشم. هواي اينجا خيلي سنگينه
- بابابزرگ نمي‌شه برگردي؟
- ...
- از وقتي مردي خيلي دلم برات تنگ شده
- ...

و من خودم را در بين توده‌هاي بزرگ خلاء مي‌بينم كه بين من و پدربزرگم فاصله انداخته‌اند. همه ‌چيز را كنار مي‌زنم. حالا شب است، آسمان پر ستاره‌ي آن روزها، جنگل حياط پدربزرگم، حس زيباي سبك شدن. من خواب به چشمانم نمي‌آيد، به پدربزرگ نگاه مي‌كنم. مي‌انديشم اگر روزي بميرد چگونه تحمل خواهم كرد نبودنش را. برمي‌گردم طرفش، چشمانش باز است. به آسمان پر از ستاره نگاه مي‌كند. چيزي در چشمانش ناراحتم مي‌كند. گويا او هم به همين فكر مي‌كند.
- بابابزرگ هنوز نخوابيدي؟
- داشتم فكر مي‌كردم شايد يه روز احساس كني من مردم، اونوقت...
- خدا نكنه!
- نكنه منو يادت بره

دوباره توده‌هاي بزرگ خلاء فاصله مي‌اندازند بين من و آن شب. پدربزرگم كه مرد، اول باورم نشد. كمي كه گذشت رفته رفته حس كردم ديگر او را نمي‌بينم. آنقدر عصباني بودم كه اشكم در نيامد. آدم وقتي عصباني است، گريه‌اش نمي‌گيرد. آه كه چه مي‌كنند اين توده‌هاي پر از خلاء، توده‌هايي كه ما را كم‌كم دور مي‌سازند از چيزي كه آن را گذشته ناميده‌ايم و ما را سوق مي‌دهند به چيز مبهمي به نام آينده. و ما اينطور مي‌انديشيم كه پدربزرگ مرده. ولي من يقين دارم همين حالا كه اين مطلب را مي‌نويسم، پدربزرگم زير آسمان پرستاره‌ با من حرف مي‌زند:
- بابابزرگ هنوز نخوابيدي؟
- داشتم فكر مي‌كردم شايد يه روز احساس كني من مردم، اونوقت...
- خدا نكنه!
- نكنه منو يادت بره

ياد گرفته‌ام هر شب زير آن آسمان بخوابم و لحظه‌ي با پدربزرگ بودن را هزار بار زندگي كنم. پدربزرگ من، جايي گم نشده. اين، توده‌هاي بزرگ خلاء هستند كه او را دور از دسترس جلوه مي‌دهند. همين حالا، در حاليكه تايپ مي‌كنم، پدربزرگم كنارم است. پدربزرگ! مي‌خواني چيزهايي را كه تايپ مي‌كنم؟ دوستت دارم...

- بابابزرگ هنوز نخوابيدي؟
- داشتم فكر مي‌كردم شايد يه روز احساس كني من مردم، اونوقت...
- خدا نكنه!
- نكنه منو يادت بره...

/ 0 نظر / 4 بازدید